تبليغاتX
صداي پاي آب

صداي پاي آب

 

یا علی...

 

 

پیش از تو

 

هیچ اقیانوس نمی شناختم

 

که عمود بر زمین بایستد....

+ نوشته شده در 88/06/19 1:3 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

سلام...

 

از روز ازل تا ابد

همه ی چشم ها منتظرند تا

کودکی به دنیا بیاید...

 

کودکی که دوم حجت است

کودکی که امام و حجت بر امام حسین علیه السلام باشد

 

کودکی که اولین میوه ی ازدواج دو دریا است

( به تعبیر قرآن مرج البحرین یلتقیان دریایی مثل علی (ع)

و دریایی مثل فاطمه علیهم السلام در سوره ای 

با نام عروس قرآن یعنی الرحمن )

 

کودکی با اسم لؤلؤ و مرجان

 

کودکی که سبط اکبر است

 

کودکی که اشبه الناس به رسول الله است

 

کودکی که گوشوار راست الهیست

(حتا امام حسین (ع) با آن عظمت گوشوار چپ است نه راست...)

 

آقا بقیةالله میلاد عموی بزرگوارتان را تبریک می گویم

 و این شعر زاییده از عقل ناقصم را تقدیم می کنم به شما...

 

            آقا امام مجتبا

 

امشب دلم پر می زند ، تا آسمان تا نا کجا

چشمم پر از اشک است و من ،  حتا نمی دانم چرا

 

با اینکه جشن اعظم است با اینکه شادم واقعاً

شاید دلم می گیرد از ظلمی که بر او شد روا

 

میلاد سبط اکبر است ، جان و عزیز فاطمه (س)

میلاد شاه عالم است نور دو چشم مرتضی (ع)

 

شخصی که در عالم کسی همپای حلم او نبود

ازخُلق وخَلقش بهترین تشبیه نور مصطفی (ص)

 

...

 

آقا دلم می خواست تا یک بار در عمرم شده

 می دیدمت بی پرده و   ، می کردم احرام شما

 

آقا دلم می خواست تا  میمردم از عشق شما

گاهی بیا مهمانی ام، آقا امام مجتبا

...

قدرت نمی داند بقیع ، جای شما در قلب ماست

وقتی حرم داری چرا  در غربت این سنگ ها.......؟

 

                      علی اکبر فرامرزی

 

 

 

 

میلاد امام حسن مجتبی بر خالق هر دو سرا

و  نبی مصطفی و علی مرتضی و فاطمه ی زهراء

و تمام ائمه ی هدا

مخصوصا حضرت بقیة الله  روحی وارواح العالمین له الفدا

و اولیاء وشیعیان و محبان حضرتش

تبریک عرض می کنیم...

سبز باشید... یا علی...

 

+ نوشته شده در 88/06/13 23:50 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

صلی الله علیک یا امیرالمؤمنین

 

در پیشگاه قدس ربوبی ز روی صدق

یک "یا علی "برای حوائج کفایت است

 

...

شنیدم نوشتند با خط نور

به دیباچه ی مدح مولا علی (ع)

پیمبر ز معراج چون بازگشت

بفرمود سری مگو با علی (ع)

که گفتیم با هم منو کردگار

به وقت خداحافظی یا علی (ع)

 

سلام

 

علی علی مولا علی علی مولا علی

علی علی مولا علی علی مولا علی

وای خدا چقدر خوشحالم

یه جور دیگم

مست مست

 

امروز تولد کسیه که حتا دشمنانش عاشقش بودند...

امروز تولد امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلامه

امروز روز تولد شیرخداست

امروز تولد آقای دوجهانه

آنان که علی را چو خدا می دانند

کفرش به کنار عجب خدایی دارند

...................

گشایش از در دیگر مجو به غیر باب علی (ع)

که غیر باب علی (ع) را به گل بر آوردند

...................

علی را إنما تفسیر ، عدوی او کم از خنزیر

مکن در نام او تأخیر علی از درک ها أولی

...................

از اونجا که تمام کلمات پیش مولا کم میارن

پس با هیچ حرفی نمیشه مولارو وصف کرد...

  ای کسایی که گرفتارید ای کسایی که امیدتونو بریدند

ای کسایی که...

امشب اگه بیشتر از شب قدر نباشه کمتر نیستا....

علی علی زهرا

علی علی زهرا

علی علی زهرا

عــــــــلــــــــی

علی علی زهرا

علی علی زهرا

علی علی زهرا

عــــــــلـــــــــی

.

.

.

این ولادت بزرگ را بر

 حضرات چهارده معصوم پاک علیهم السلام بویژه

حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها

و حضرت بقیةالله الاعظم عجل الله

و تمامی اولیا و شیعیان و محبان حضرتش

                    تبریک عرض می کنم...

 

مولا جان

پدر مهربان بی کسان

تولدت مبارک...

 

سبز باشید ..........یا علی... 

+ نوشته شده در 88/04/15 1:34 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

 

سلام...

دلم بد گرفته...

 

هنوز روی درختا فقط جای کلاغه

گلا پر پرن ای وای یه دیوونه تو باغه....

+ نوشته شده در 88/04/09 0:43 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

تسلیت برمنتقم

 

وای از روز انتقام حضرت که شمشیر عدالتش

بر سر دشمنان اهل بیت (ع) فرود بیاید...

 

شمشیر خمت راست کند قامت دین را

هم قامت ما را که ز هجر تو خمیدیم...

+ نوشته شده در 88/04/05 4:22 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

سلام...

 

ولادت با سعادت باقرالعلوم النبیین

حجت پنجم امام  محمد باقر علیه السلام

را بر حضرات چهارده معصوم علیه السلام

مخصوصا حضرت ولی عصر بقیةالله عجل الله فرجه

و تمامی اولیا و شیعیان و محبان حضرت تبریک و تهنیت

                                                عرض می نماییم...

 

........................................................

گرچه اعیاد ز پشت سر هم می آیند

درد ما جز به ظهور تو مداوا نشود مهدی جان...

 .......................................................

 

و نیز امشب فک کنم اول رجبه ....

وای داریم به تولد امام علی علیه السلام  نزدیک می شیم

 

آنان که علی (ع) را چو خدا می دانند

کفرش به کنار عجب خدایی دارند...

 

      سبز باشید و خندان...یا علی...

+ نوشته شده در 88/04/03 1:41 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

سلام...

 

دلم تنگ است

 

دلم تنگ است

دلم 

   می سوزد از باغی که می سوزد...

نه بیداری

نه دیداری

نه دستی از سر یاری

 

   مرا آشفته می سازد

                              چنین آشفته بازاری...

 

 ..............

 

 

و در این بن بست کج و پیچ سرما

آتش را به سوگوار  سرود و شعر فروزان می دارند

به اندیشیدن خطر مکن روزگار غربی است

 

آنکه بر در می کوبد در شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است 

 

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

 

  آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر

با کنده و ساتوری خون آلود

که ترانه را بر دهان

و تبسم را بر لبها جراحی می کنند

 

 

کباب قناری بر آتش سوسن و یاس

 

عشق  را در پستوی خانه نهان باید کرد...

 

.............

 

 

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است

 

با ریشه چه می کنید؟

 

گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید

پرواز را علامت ممنوع میزنید

 

با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟

 

گیرم که می کشید

گیرم که میبرید

گیرم که می زنید

 

بارویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟

 

 

  اللّهم عجّل لولیّک الفرج

+ نوشته شده در 88/03/31 3:48 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

...

این ابر ها عقیمند ، باران نخواهد آمد

دریا مپیچ بر خود ، طوفان نخواهد آمد

 

دیشب پدر به خانه بی نان دوباره برگشت

جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد...

 

سلام...

وقتی به سایت بانک مرکزی مراجعه میکنیم...

 

وقتی به شعور80 میلیون جمعیت توهین میشه...

 

و وقتی علارقم آمار موجود در بانک مرکزی

                         رئیس بانک مرکزی حرفهایی دیگه میزنه....

 

راستی به نظرتون کی راست میگه؟ اینا یا اونا...!؟

 

دلم از وحشت زندان سکند بگرفت

رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم( اما به نظر من بدوم)...

 

هر چند با بی سوادی و جهل مردم عوام بعید می دونم

            اما 

                  یعنی میشه خدایا این بار که آپ

 

                                             میکنم با لبخند باشه؟

 

    

خدایا امام زمان مارو برسون تا به اسم اون کسی دیگه

  زندگی  لجن  مالشو  توجیه  نکنه ... حتا آمریکاییها ...

              

                  سبز باشید... یا علی...

+ نوشته شده در 88/03/20 19:35 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

در آسمان اگر چه که سوسو نمی زند

چشمت ستاره است ، ببین مو نمی زند

 

اما ستاره قلب کسی را نبرده است

اما ستاره عطر به گیسو نمی زند

 

تو یک پری که عصر میان حیاطشان...

نه ، نه پری که دست به جارو نمی زند

 

حتا پری شبیه تو خوش خنده نیست ، نه

لبخند های ناز تو را او نمی زند

 

زیبا کسی ، که شکل تو باشد ،( به موی خود

با قصد غیر قتل که شب بو نمی زند )

 

پس هی نگو که جرأت عشق مرا نداشت

آدم به مرده تهمت ترسو نمی زند

 

آن هم چه مرده ای که تنش تکه پ+اره است

این چشم زخم کیست ؟که چاقو نمی زند!

 

با این همه دلم بجز از آن روی ماه تو

اینجا به هیچ روی دگر رو نمی زند

 

من بندگی عشق تو را می کنم هنوز

شیطان نگاه توست که زانو نمی زند

 

                                مهدی مردانی

 

سلام عزیزان...

خوبید؟

بعد از شهادت  صدیقه ی طاهره  (س) معمولا من تا چند روز

 

 اما این دفعه

 

برا شاد کردن یه عزیز : آبجی سیما ( دراژه)

این شعر رو تقدیم می کنم

 از طرف تمام بچه های که دوستش دارن بهش

 

دراژه عزیز لطفا دیگه ... آ آ

 

 مگرنه بچه های نت پوستتو می کنن....گفته باشم...

........................

 

بچه ها تمام اتفاقات زندگی در هر لحظه و ثانیش

برا اینه که یه مجهول از زندگی انسان کنار بره

یه مجهول ....

بزرگترین این مجهولات سوالیه که با ظهور امام ما حل میشه

 

سوالی که اینقدر مهم بوده که اینهمه پیامبر و امامان و ....

اومدن و اینهمه اتفاقات افتاده...

مبادا عمرمون رو صرف چرخیدن دور خودمون بکنیم...

 

به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو

به پای گل منشین آنقدر که خار شوی...

 

حتا سوگواری برای عزیزان تا اندازه ای خوبه...

ما خیلی راه تو پیش رومون داریم...

مبادا یه جا بیش از اندازه بشینیم به بهانه ی خستگی و ...

بچه ها وضع ما وضع شب امتحانیه.....

با غصه ی خالی مشکلی حل نمیشه...

حتا یک صفحه هم یک صفحه است....

اضطراب و غصه و حتا گریه فقط مسئله رو حاد تر می کنه...

آبجی سیما...

گاهی بیشتر از این که ما احتیاج به دلجویی داشته باشیم...

دیگران محتاج لبخند ماهستند...

 

ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست...

 

برای اینکه زودتر مشکل همه  مخصوصا این

 آبجی گل حل بشه یه دونه یا علی بگید...

 

             سبز باشید ...یا علی...

                                                                                           

+ نوشته شده در 88/03/08 21:24 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

رازقی پر پر شد

باد در چله نشست

تو به خاک افتادی

کمر عشق شکست

............

ما نشستیم و تماشا کردیم!

*
                          از ایرج جنتی عطایی

 

سلام...

 

یا زهرا .....یه موقع دشمناتونو لعن نمیکنم...حرام شده....!

ایام ، ایام فاطمیه است...واقعا...

لال شوم کور شوم کر شوم....

یه جون که بیشتر ندارم ...فدای مظلومیت امیرالمومنین...

در مظلومیت این بزرگ این بس  که اگر ما دوشاهد داشته باشیم

حقمان را میگیریم...اما امیر مومنان با وجود هزاران شاهد...

حقی که غصب شد...

و اکنون

نامی که از ...حذف شد...

و مردم ...

 

ما نشستیم و تماشا کردیم!

 

ایا عزیز فاطمه...مهدی موعود...خدایت حفظ کند...

در گذشت مادر گرامیتان را

                   تسلیت عرض می کنیم...

 

 

اگه نبودی دق می کردم...

همونطور که بهجت و ...

 

 

کاردلم به جان رسد کارد به استخوان رسد

ناله کنم بگویدم : دم مزن و بیان مکن...

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

درد ما جز به ظهور تو مداوا نشود مهدی جان...

 

به کوری دشمنان اهل بیت (ع):

( یا علی ) اولین ذکر قیام قائم است...

     

                        یا علی...

+ نوشته شده در 88/03/06 2:28 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

انا لله و انا الیه راجعون...

سلام...

حالم اصلا جالب نیست...چرا...

هم می دونم هم نه...

یکی از مراجع تقلید بزرگ که اکثرا می شناسید...

کسی که کراماتش نقل قول همس...

اما....چقدر مظلومانه ...

واقعا که ایام فاطمیه است...

بیشتر از این هم نمی تونم مسائل رو باز کنم...

 ایا مهدی موعود منتقم آل الله این اتفاق تاسف بارو

به شما تسلیت عرض می کنم...

روز شنبه عصر شعری برگزار شد...

شعری که براتون میذارم شعریه که اون روز اونجا خوندم...

این شعر به علل روحیم زیادروش کار نشد و هرچی اومد

نوشتم...

امیدوارم خوشش و خوشتون بیاد...

 

عزیز فاطمه...

 

تمام پنجره هامان که رو به دیوارند

تمتم خاطره هامان ، زخنده بیزارند...

 

شکوفه های بهاری زغصه می میرند

اگر چه بارش باران ، به سینه ها دارند...

 

امید های خیالی  نمرده برگردید !

که ساکنان دل من...به عشق مردارند...

 

نفس نفس به تپش های مرگ نزدیکم

تپش تپش به نگاهی که خون فقط بارند...

 

تو را امید نگویم ، امید ها مردند

تو را خیال ننامم ، خیال بسیارند...

...

کنون که شادی ما را به کرکسان دادند...

کنون که شعر قناری به دام بسپارند...

...

به شهر قلب من امشب هزار لیلا باش...

کنون که عالم و آدم جنون به بار آرند...

 

تمام مردم این شهر بی تو دلگیرند...

تمام مردم این شهر بی تو بیمارند...

 

بیا بیا که اگر دیر تر شود دیدار...

هزار یوسف و عیسا ، به چاه یا دارند...

 

عزیز فاطمه امشب برات می میرم...

به شوق تو کلماتم ز خواب بیدارند...

 

بیا که مردنم امشب ، شبیه نزدیک است...

بیا که چشمه ی چشمم خمار  دیدارند...

 

 .............. این شعر رو از طرف تمام دوستای عزیزم

به عزیز فاطمه

                 مهدی موعود عجل الله فرجه...

 

                                         سبز باشید...یا علی...

 

 

+ نوشته شده در 88/02/28 22:46 توسط علی اکبر فرامرزی |


..............................................

 

بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید:

 

  گل تاب فشار در و دیوار ندارد......

 

                     سلام......

 

حرفی ندارم.........

+ نوشته شده در 88/02/18 23:33 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

 

سلام...

 

 

فر خنده میلاد زینت اسم اعظم دختر زهرا نشان

 

عصمت صغرا (البته در مقایسه با مادر بزرگوارش و

                                            در اصل عصمت کبرا)

 

            زینب کبری سلام الله علیها

 

برائمه ی مهدیین علیهم السلام بویزه

                حضرت سید الشهدا و اباالفضل العباس (ع)

 

            ....مبارک باد...             

 

هفت خان عشق را زینب فقط طی کرده است

زیر و رو هفت آسمان می شد اگر زینب نبود

 

از نماز و مسجد و محراب آثاری نبود

بام مسجد بی اذان می شد اگر زینب نبود

 

فاش می گویم که با کشتار آیات خدا

شیعه بی صاحب زمان می شد اگر زینب نبود

 

آفرین زینب که فرصت را به نامردان نداد

دین دکان این و آن می شد اگر زینب نبود

 

 

                 عاشقان عیدتان مبارک...

 

               عمه جان عیدت مبارک..... 

          ........یا علی........

 

+ نوشته شده در 88/02/10 0:8 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

سلام...

 

عصر ازقم برگشتم....وای چه حالی داشت.............

 

نمی خواستم آپ کنم اما شنیدم یکی از دوستای خوبم مریض

شده...

 

این پست رو تقدیم می کنم به این دوست خوبم که امیدوارم

 هر چه زود تر خوب بشه...

 

دراژه منتظریم تا دوباره با مطالب زیبات دل هممونو شاد کنی

 پس هرچه زود تر خوب شو...

  

این شعر زیبا از مهدی فرجی رو تقدیم می کنم به دراژه عزیز...

 

 

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی

 بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی

 

یک آسمان پرندگی ام دادی و مرا

در تنگنای  " از تو پریدن "  گذاشتی

 

وقتی که آب و دانه برایم نریختی 

 وقتی کلید در قفس من گذاشتی

 

 امروز از همیشه پشیمان تر آمدی

دنبال من بنای دویدن گذاشتی

 

من نیستم .. نگاه کن این باغ سوخت 

تاوان آتشی ست که روشن گذاشتی !!! 

 

گیرم هنوز تشنه ی حرف تو ام ولی 

گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی؟

 

 

دست خدا یعنی امام زمان نگهدارتون باشه...یا علی...

 

+ نوشته شده در 88/02/05 1:21 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

 سلام...

 

چند روز قبل مطلبی رو تو یکی از وبلاگها خوندم که برام

 خیلی جالب اومد...هر چند اون چیزی تو توضیحش ننوشته

بود اما به نظر من مطلب پر عمق تر از این حرفهاست...

 وقابل تعمیم به اجتماع و فرهنگ عمومی... 

از سال چهارم دبستان که درس ها سخت می شود

 و بچه ها می دانند که به تنهایی نمی توانند بیست بگیرند

                       التماس دعا را یاد می گیرند...!

     ............از اونجا که التماس دعا از اون بالا تا پایین رونق داره

                   پس

                   التماس دعا...

 

                               یا علی...   

+ نوشته شده در 88/01/30 0:13 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

سلام...

 

نمی خواستم آپ کنم اما...

 

وقتی فهمیدم امشب شب شهادت عزیز فاطمه ی زهرا ست

                                            نتونستم چیزی ننویسم...

 

آخه من حضرتو خیلی دوست دارم خیلی خیلی...

 

حضرت معصومه (س) برام خیلی خیلی عزیزه...

 

این شهادت جانسوزو به خدا و ائمه علیهم السلام

                             و مخصوصا به امام رضا (ع)

 

و نیز همه ی اولیا و شیعیان و مسلمانان

و محبان حضرت معصومه علیها سلام تسلیت عرض میکنم...

 

                          سبز باشید و پایدار...یا علی...

+ نوشته شده در 88/01/16 23:32 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

 

سلام...

 عیدتون مبارک...

 

دوستای مهربون امیدوارم سال خوب و ...

(این سه نقطه کلی معنی داره ها)و پرنشاطی

رو داشته باشید.

عاقبت دانشجو بودن ماهم شد بستنی فروشی...

شدم بستنی فروش...

 

همه ی قبیله ی من عالمان دین بودند

که خاک بر سر من که بستنی فروش شدم...

 

با این همه تا تحصیلات عالیه ی خالیه ی ما تموم بشه

وضع اینه دیگه چیکار می شود کرد...

 

دست از جیب پدر بریدن این غلطارم داره دیگه

 

خلاصه گفتم که قبل از عید این سال یه خورده که نه بیشتر

یه جور دیگه به نظر می رسه

 

اولش بستنی برا من باز خوبه آخرش تو زمستون

چی بشیم خدا می دونه....منم که متولد اسفند وای وای وای...

 

 چون اینقدر آجیلو اینا خوردم حال شعر ندارم

و نمی تونم حواسمو جمع کنم یه شعر از  فاضل نظری براتون

می ذارم ....

 

این پستو تقدیم می کنم به همه ی اونایی

 که دوسشون دارم و برام عزیزند:

 

دوست مهربونم مروارید...خاله یاسی...خاله نادیا...مصطفی...

محمد بارانی و دوست مهربونی با نام ... و دوست جدیدم دراژه...

 

 

انگیزه ی این آپ یه جورایی دراژه ی عزیز بوده

 و ازش تشکر می کنم که این حس رو بهم داد تا دوباره آپ کنم...

 

یه تبریک ویژه هم دوباره به مروارید مهربون : سال نو مبارک.

امیدوارم سال خیلی خوبی داشته باشی...

 

 

 

با هر بهانه و هوسي عاشقت شدست

 

فرقي نمي کند چه کسي عاشقت شدست

 

 

چيزي ز ماه بودن تو کم نمي شود

 

گيرم که برکه ايي نفسي عاشقت شدست

 

 

اي سيب سرخ غلت زنان در مسير رود

 

يک شهر تا به من برسي عاشقت شدست  

 

 

  پر مي کشي و واي به حال پرنده ايي

 

کز پشت ميله ي قفسي عاشقت شدست

 

 

 آيينه ايي و آه که هرگز براي تو

 

فرقي نمي کند چه کسي عاشقت شدست

                 

                                فاضل نظری

 

 

از همه ی اونایی که از این وبلاگ دیدن می کنند

                                     تشکر و سپاس دارم

 

بهاری باشید و سبز......یا علی...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 88/01/05 19:22 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

...سلام

 

بازم شب جمعه است و دلم گرفته...کربلا ...کربلا

 

راستی میلاد رسول اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) رو

به همه ی شیعیان و فقط شیعیان جهان

    تبریک عرض می کنم...عیدتان مبارک                     

.......................................................................

 

 

 

به خدا حافظي تلخ تو سوگند نشد 

 

که تو رفتي ودلم ثانيه اي بند نشد

 

 

لب تو ميوه ممنوع ولي لبهايم

 

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

 

 

با چراغي همه جا گشتم وگشتم در شهر

 

هيچ کس هيچ کس اينجا به تو مانند نشد

 

 

هر کسي در دل من جاي خودش را دارد

 

جانشين تو در اين سينه خداوند نشد

 

 

خواستند از تو بگويند شبي شاعرها

 

عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد

 

فاضل نظری                              

 

 

شاید  این آخرین آپ سال 1387باشه...

 

و امروز آخرین شب جمعه ایه  که من تو شهر خودمم....

 

امروز ساعت 4:21از قم به شهرمون برگشتم....

 

دیشب مهمون حضرت فاطمه ی معصومه (س) بودم...

 

حتی شام رو مهمون حضرت بودمو تو حرم از غذای اونجا خوردم...

 

اونقدر لذیذ بود که راستش یه دونه از انگشتامو گاز گرفتم...

 

دیروز از خواب بلند شدم دیدم دوستم پیامک زده نمیای بریم قم

 

 و خلاصه اینجوری رفتیم

 

آستان بوسی حضرت معصومه (س)...

 

اونقدر حضرت رو دوست دارم که هیچ جای دنیا برام

 

قم نمی شه و خودشم خوب می دونه...

 

شب جمعه هفته بعد هم انشاءالله مشهدم و

 

 پیش سلطان سلاطین جهان امام رضا (ع)...

 

وای چه حالیم....

 

نمی دونم بخندم ...و یا اینکه به عللی گریه کنم...

 

با چه رویی برم.............................

 

 

 

عید سال 1388 رو به همه ی شما دوستای مهربونم

 

                               تبریک عرض می کنم....

 

انشاءالله هر روزتون عید باشه و

 

این سال انشا ءالله به ظهور حضرت میمون و مبارک باشه....

 

                                  عیدتون مبارک.....

 

امسال خیلی سال مهمیه........

 

        یادتون باشه...شاید خیلی سخت بگذره....

 

 

با اینهمه عیدتون مبارک...

 

                         بهاری باشید و سبز...یا علی...

+ نوشته شده در 87/12/23 1:10 توسط علی اکبر فرامرزی |


سلام....

یه شعر زیبا از مهدی فرجی:

 

قد می‌کشم که باد شوی‌، پرپرم کنی‌

بوبو و برگ برگ فراوان ترم کنی‌

 

سو سو زدی و من به هوای تو آمدم‌

پس حقّم این نبود که خاکسترم کنی‌

 

خوش می‌گذشت شاخه‌; رسیدم‌، که رد شدی‌

تا یک دهن بچینی‌ام و نوبرم کنی‌

 

از اوج سبزهای بلند آمدم که تو

با زردهای ریخته هم‌بسترم کنی‌

 

تن داده‌ام که رقص سرانگشت‌های تو

بندم کند عروسک بازیگرم کنی‌

 

تکرار کردم آنچه تو می‌خواستی و... آه‌

غافل شدم از اینکه کس دیگرم کنی‌

 

من یک حقیقتم اگر از من گذر کنی‌

من یک دروغ محضم اگر باورم کنی‌

 

چیزی نمانده از من‌ِ آن روزهای من‌

گل داده‌ام که باد شوی پرپرم کنی ...

+ نوشته شده در 87/12/20 1:9 توسط علی اکبر فرامرزی |


 

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین  میل تکامل دارد

 

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت تنها

تکیه بر کعبه بزن کعبه تحمل دارد....

 

سلام....

 

 

عید ولایت حضرت بقیة الله الاعظم مهدی موعود

                            روحی و ارواح العالمین له الفداه و

  نیز قتل دشمن حضرت فاطمة الزهرا سلام الله علیها

                      عمر لعنة الله بر جهانیان مبارک باد...

 

فکر میکنم ارتباط  خیلی نزدیکی بین این دو جشن هست....

 

یوسف زهرا ، گل نرگس ، مهدی جان  تاجگذاریتان مبارک....

 

                 برای تعجیل در فرج حضرت صلوات

 

...............................یا علی.............................................

 

+ نوشته شده در 87/12/17 1:2 توسط علی اکبر فرامرزی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

به سراغ من اگر می آیید

نرم و آهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد

...چینی نازک تنهایی من


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1388

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387



پیوندها

هیچکس
معصومانه...
نیلوفرانه...
دوست دارم تا همیشه...
دخترهای گل...
lمن شاعرم...
چترها را باید بست...
دراژه نمکی...
تلنگر...
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin